ورود به سایت
» » امربه معروف و نهي از منكر

امربه معروف و نهي از منكر

در تاریخ : 07.07.95
توسط : rasi
نظرات : 0
بازدیدها : 2 543

تعریف معروف و منکر

معروف در لغت به معنی شناخته شده و پسندیده و در مقابل منکر یعنی ناشناخته ناپسند و زشت آمده است. راغب در مفردات می نویسد:

«معروف اسم است برای هر کاری که حسن و خوبی او به وسیله عقل یا شرع شناخته شده و منکر چیزی است که به وسیله عقل و شرع مورد انکار قرار گرفته و ناشناخته مانده است.»

مرحوم طبرسی می نویسد:

«معروف اطاعت از فرمان الهی است و منکر معصیت و نافرمانی او است. هر چیزی که خدا و رسول او به آن امر کرده اند معروف است و آنچه خدا و رسول از آن نهی کرده اند منکر است.»1

در قرآن مجید نیز ماده «عرف» مواردی به معنی شناخت و در بسیاری از موارد به معنی پسندیده و نیک استعمال شده چنانچه ماده «نکر» در بعضی موارد به معنی عدم شناخت و در بسیاری از موارد در ناپسند و زشت استعمال شده است. در آیه 146 بقره می فرماید:

«آنان که به آنها کتاب دادیم پیامبر اسلام را می شناسند همان طور که پسران خود را می شناسند.»

در آیه 157 اعراف معروف در کار خوب و پسندیده و منکر در کار زشت و ناپسند استعمال شده است

اقسام امر به معروف و نهی از منکر

معروف همان طور که قبلاً اشاره شد کاری است که حسن و خوبی آن از دیدگاه عقل و شرع ثابت شده بنابراین هر کار خوبی معروف است چه آن کار از نظر شرع اسلام واجب شده باشد یا خیر، از این جهت همة کارهایی که اسلام مستحب دانسته نیز معروف است. بنابراین امر به معروف دو قسم است. الف: امر به کارهای واجب. ب: امر به کارهای مستحب. قسم اول امر به آن واجب است و چنانچه کسی بدون عذر ترک کند ترک واجب کرده و کیفر دارد. ولی قسم دوم،

 

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: کسی که امر به معروف و نهی از منکر کند جانشین خدا در زمین و جانشین پیامبر و کتاب اوست

 

 

حضرت علی علیه السلام: تمام کارهای نیک و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر چون قطره ای است در برابر دریای پهناور

 

 

امر به آن مستحب است و ترک آن کیفر ندارد تنها فعل آن دارای پاداش است.

در تقسیم امر به معروف به واجب و مستحب اختلافی نیست، اما در این که نهی از منکر نیز مانند معروف دو قسم می شود اختلاف است. جمعی از فقها، مانند شیخ طوسی33 و علامه34 معتقدند نهی از منکر مستحب نداریم چون منکر یعنی قبیح و زشت و این تنها شامل حرام می شود و نهی از منکر از کار حرام واجب است بنابراین مکروه از دایره منکر خارج است چون به کار مکروه قبیح اطلاق نمی شود.

امّا در مقابل جمع دیگر از فقها قائلند منکر شامل مکروه هم می شود زیرا مکروه یعنی کاری که ترک آن رجحان دارد گرچه انجام آن کیفر ندارد ولی بهتر است که انسان آن را انجام ندهد بنابراین نهی از منکر نیز بر دو قسم می شود، قسم اول نهی از منکر از کار حرام که واجب است، قسم دوم نهی از منکر از کار مکروه که مستحب است. بسیاری از فقها این نظر را پذیرفته اند از جمله ابی الصلاح حلبی در کافی35 ابن حمزه در وسیله36 و شیخ نجفی در جواهر.37

امام خمینی نیز همین قول اختیار کرده اند. ایشان می فرمایند:

هر کدام از امر به معروف و نهی از منکر تقسیم می شود به واجب و مستحب بنابراین چیزی که عقل یا شرع آن را واجب می داند امر به آن واجب است و چیزی که عقل آن را قبیح می داند یا شرع آن را حرام دانسته نهی از آن واجب است و کاری که مستحب باشد امر به آن مستحب و آن چه مکروه است نهی از آن نیز مستحب می باشد.38

بنابراین امر به معروف و نهی از منکر چهار حکم از احکام تکلیفی، واجب، حرام، مستحب، مکروه را در برمی گیرد و کار مباح که متساوی الطرفین است از دائره این دو وظیفه خارج است.

به نظر می رسد نظر حضرت امام و برخی از قدما و متأخرین به واقع نزدیک تر است. بخش زیادی از احکام اسلام را مکروهات دربرمی گیرد. مکروه عملی است که مفسده آن از حرام کمتر و ترک آن محبوب شارع است و چیزی که دارای مفسده خیلی جزئی هم باشد انجام آن قبیح است و در دایره منکرات قرار می گیرد. فلسفه نهی اسلام از عمل مکروه این است که با انجام آن اندکی نقصان در روح ایجاد می گردد بنابراین نهی از آن مطلوب شارع است. کسانی که از مکروه دوری می کنند هرگز به کار حرام مبادرت نمی ورزند اما افرادی که از انجام هرگونه مکروهی باکی ندارند چه بسا کار حرام هم انجام می دهند و فلسفه این که اسلام دستور می دهد از مکروهات اجتناب کنید در همین نکته است. چنانکه تأکید اسلام به انجام مستحبات برای این است که فرد با انجام مستحب هرگز واجب از او ترک نمی شود.

 

مراتب امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر دارای مراتب و درجاتی است. شخصی که می خواهد به این وظیفه اقدام کند لازم است از مرتبه اول شروع کند اگر نتیجه نگرفت مرتبه دوم را آغاز کند. اصولاً رمز موفقیت در هر کاری آن است که انسان از مسیر صحیح به آن اقدام کند. برخلاف مسیر حرکت کردن نه تنها انسان را به هدف نمی رساند بلکه از مقصد دور می کند.

قرآن مجید می فرماید:

کار نیک آن نیست که از پشت خانه ها وارد شوید بلکه نیکی این است که پرهیزگار باشید و از دَرِ خانه ها وارد شوید. (بقره/189)

بسیاری از فقها برای امر به معروف و نهی از منکر سه مرحله قائلند:

الف ـ مرحله قلب. ب ـ مرحله زبان. ج ـ مرحله عمل.

هر کدام از این مراحل نیز دارای مراحلی است که باید از مرحله پائین و ضعیف شروع کرد تا به مرحله بالاتر رسید.

 

مرحله قلب

اولین مرتبه امر به معروف و نهی از منکر مرتبه قلبی است. برای اذکار قلبی دو معنی متصور است. اول: نارضایتی از گناه، دوم: اظهار عدم رضا به گناه.

هر مسلمانی وظیفه دارد که وقتی مطلع شد فردی مرتکب معصیت شده قلباً از انجام گناه ناراضی باشد در احادیث وارده از معصومین رضایت به گناه، به حساب گناه آمده است. علی علیه السلام می فرماید:

«آن کس که از کار مردمی خشنود باشد مثل کسی است که همراه آنان بوده و هر کس که به باطلی روی آورد دو گناه به عهده او باشد، گناه کردار باطل و گناه خشنودی به کار باطل.» 39

و نیز آن حضرت می فرماید:

«ای مردم همه افراد جامعه در خشنودی و خشم شریک می باشند چنانکه شتر ماده ثمود را یک نفر پی کرد اما عذاب آن تمام قوم ثمود را گرفت زیرا همگی آن را پسندیدند.»40

فقها عظام به استناد همین روایات فتوی می دهند که رضایت به انجام گناه یا ترک واجب حرام است. امام خمینی در این مورد فرموده اند:

«رضایت به انجام گناه و ترک واجب حرام است بلکه دور نیست ناخوشایندی قلبی نسبت به آنها واجب باشد.»41

البته این قسم انکار قلبی در مرحله امر به معروف و نهی از منکر نیست بلکه از مقتضیات ایمان است. لازمه تبرّی که از فروع دین است همان است که از گناه و گناهکار قلباً بیزاری جوئیم. فردی که قلباً از گناه راضی باشد از حقیقت ایمان به دور است. علی علیه السلام می فرماید:

«کسی که ترک کند انکار منکر با قلب و دست و زبان او مرده ای است بین زندگان.»42

از این حدیث شریف استفاده می شود که دین سه نشانه و مظهر دارد.

اول: اعتقاد قلبی که انسان قلباً به یگانگی خدا معتقد باشد. دوم: اقرار با زبان. سوم: عمل به دستورات اسلام. فردی که وظیفه دارد نهی از منکر کند اگر این وظیفه را ترک کند حتّی در قلب از انجام گناه ناراضی نباشد چنین فردی هیچ یک از مظاهر و نشانه های ایمان را دارا نیست. و چنین فردی فاقد حیات معنوی است و همانند مرده ای است که بین زندگان قرار دارد.

 

اظهار نارضایتی از گناه

فردی که می خواهد به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر عمل کند نخست باید نارضایتی خود را از گناه ابراز کند به طوری که گناه کار متوجه شود او از انجام گناه ناراضی است و این اولین مرحله امر به معروف و نهی از منکر است.

صاحب جواهر می فرماید: امر به معروف و نهی از منکر به انکار قلبی تنها تصوّر نمی شود زیرا انکار در قلب امر و نهی نیست... بنابراین باید امر دیگری در این مرتبه امر به معروف معتبر بدانیم که این مرحله نیز در مرتبه امر و نهی قرار گیرد. و آن اظهار عدم رضا به فعل منکر است به قسمی که بدون تلفّظ سخنی اظهار کراهت در چهره او مشخص شود.43

علی علیه السلام می فرماید:

«پایین ترین درجه نهی از منکر آن است که انسان با گنهکاران با چهره گرفته برخورد کند.»44

قرآن نیز دستور می دهد از گناهکاران دوری و اعراض کنید.45

ابراز نارضایتی از گناهکار اقسامی دارد مانند: روی گرداندن از او، ترک معاشرت، چهره در هم کشیدن. هر کدام از این امور که بداند مؤثر است واجب است انجام دهد.

امام فرموده اند:

مرتبه اول آن که با شخص معصیت کار طوری عمل شود که بفهمد برای ارتکاب او به معصیت، این نحو عمل با او شده است، مثل این که از او روبرگرداند، یا با چهره عبوس با او ملاقات کند، یا ترک مراوده با او کند و از او اعراض کند به نحوی که معلوم شود این امور برای آن است که او ترک معصیت کند. 46

و نیز فرموده اند:

اگر در این مرتبه درجاتی باشد لازم است با احتمال تأثیر درجه خفیف تر، به همان اکتفا کند، مثلاً اگر احتمال می دهد که با ترک تکلّم با او مقصود حاصل می شود، به همان اکتفا کند و به درجه بالاتر، عمل نکند، خصوصاً اگر طرف شخصی است که این نحو عمل موجب هتک او می شود. 47

بدیهی است برای برخی از افراد تأثیر ترک سخن گفتن یا ترک معاشرت و یا چهره در هم کشیدن برای اصلاح آنها به مراتب بیشتر است از آنکه با امر و نهی بخواهند آنها را از گناه بازدارند.

 

امر و نهی با زبان

اگر مرتبه اول یعنی ترک معاشرت و ترک تکلّم و امثال این امور نتیجه حاصل شد و فردی که واجب را ترک می کند یا مرتکب فعل حرامی می گردد از گناه کناره گیری نکرد بر مکلف واجب است که وارد مرتبه دوم شود و او را امر به معروف و نهی از منکر کند در این مرتبه نیز مراحلی تصوّر می شود.

 

اول: موعظه و ارشاد

تردیدی نیست که اثر موعظ در بسیاری از افراد از امر و نهی بیشتر است، چون امر و نهی آمیخته با یک نوع علّو و برتری است که امرکننده به عنوان یک دستور صادر می کند از این رو خیلی از افراد حاضر نیستند اطاعت کنند، امّا موعظه و ارشاد جنبه خیرخواهی و عطوفت و محبّت دارد و افراد زودتر می پذیرند. برخی به گناه و پیامدهای بدی که به آن مترتب است توجه ندارند. اگر کسی با نرمی و ملاطفت آنها را موعظه کند می پذیرد.

ذات الهی هنگامی که مأموریت می دهد حضرت موسی و برادرش هارون برای هدایت فرعون بروند. می فرماید:

«با سخن نرم با او سخن بگوئید شاید او متذکر شود یا از خدا بترسد.»48

این درسی است که قرآن به همه می دهد که ابتدا در برخورد با افراد گناهکار باید با نرمی و ملایمت وارد شد. حضرت امام نیز فرموده اند:

«اگر احتمال دهد که با موعظه و ارشاد و گفتار نرم مقصود حاصل می شود همان واجب است و تعدّی از آن جایز نیست.»49

 

 

بدیهی است که هدف از تشریع این دو فریضه انجام اوامر الهی است به هر طریق ممکن. هنگامی که بتوان به وسیله موعظه این امر را تحقّق داد واجب است به همین اکتفا شود.

برای اینکه موعظه دارای اثر باشد زیبنده است اموری را رعایت کرد.

اول، اینکه موعظه در پنهانی باشد زیرا آشکار و در حضور دیگران فردی را موعظه کردن باعث شکسته شدن شخصیت آن فرد می شود چون دیگران به عیب او مطلع می شوند.

دوم، آنکه موعظه نیکو و حسنه باشد یعنی با نرمی و ملاطفت و خالی از خشونت و بزرگی جوئی.

سوم، موعظه باید گام به گام باشد. فردی که اطلاعات دینی او ضعیف است نخست باید مبانی دینی را در او تقویت کنیم تا موعظه در او اثر کند. مثلاً اگر نماز نمی خواند به او بگوئیم آیا نمی دانی نماز ستون دین است و هر کس نماز را ترک کند سایر اعمال او پذیرفته نیست، تأثیری ندارد. باید ابتدا فکر او را به طرف دین و مذهب توجه داد. وقتی مسائل مقدماتی را پذیرفت آنگاه اهمیّت نماز را به او گوشزد کنیم.

چهارم، موعظه باید مختصر و مفید باشد.

 

موعظه غیرمستقیم

نسبت به بعضی افراد موعظه غیرمستقیم اثر او بیشتر از موعظه مستقیم است چنانکه گفته اند: الکفایة ابلغ من التصریح.

مردی است به نام شقرانی (از یاران امام صادق علیه السلام) حضرت اطلاع پیدا کرد او گاهی مرتکب کار حرام می شود. روزی به او فرمود:

ای شقرانی، همانا کار نیکو هر کسی انجام دهد نیکو است و از تو نیکوتر است به خاطر منزلتی که در نزد ما داری و کار قبیح از هرکس صادر شود زشت است و از تو زشت تر.

همین چند جمله کوتاه که حضرت به کنایه فرمود باعث شد که شقرانی برای همیشه آن گناه را ترک کند.50

علی علیه السلام فرموده:

لغزش شخص عاقل را با کنایه تذکر دادن بر او از ملامت صریح دردناکتر است.51

 

ب ـ امر و نهی بدون خشونت

اگر موعظه اثر نکرد واجب است گناهکار را به انجام واجب یا ترک حرام امر و نهی کند. امام فرموده اند:

اگر بداند آنچه ذکر شد [موعظه و ترک معاشرت] اثر ندارد باید به حکم کردن به وسیله امر و نهی منتقل شود و واجب است که از آرام و آسان ترین درجه گفتار شروع نماید و اگر تأثیر نکرد به درجه شدیدتر از آن با احتمال تأثیر منتقل شود و تجاوز کردن جایز نیست مخصوصاً اگر مورد طوری باشد که فاعل منکر با گفتن آن هتک می شود.52

 

ج ـ امر و نهی با تندی و خشونت

نکته ای که بسیاری از فقها در مراتب امر به معروف و نهی از منکر به آن عنایت دارند منتقل شدن از مرحله آسان به شدید و شدیدتر است. به عبارت دیگر باید اصل الاسیر فالایسر را در همه حال رعایت نمود. اگر بداند با موعظه می توان جلوی منکر را گرفت نباید امر و نهی کند در این مرحله نیز ابتدا باید امر یا نهی ساده باشد اگر اثر نکند با تهدید و خشونت جلو منکر را بگیرد. امام می فرمایند:

اگر از بین بردن منکر و برپا داشتن معروف متوقف بر غلیظ نمودن گفتار و شدت به خرج دادن در امر و تهدید و ترساندن بر مخالفت آن باشد جایز است بلکه با اجتناب از دروغ واجب است.53

 

مرتبه سوم: جلوگیری از منکر با اِعمال قدرت

آخرین مرحله امر به معروف و نهی از منکر جلوگیری از منکر با زور و قدرت است. مشهور فقها فرموده اند: اگر امر و نهی مؤثر نشد و مکلف قدرت بر دفع منکر دارد واجب است که منکر را دفع کند مثلاً در آنجا که افرادی مشغول شرب خمر یا قماربازی هستند در صورت قدرت آنها را متفرق کند و آلات لهو و حرام آنها را از بین ببرد.

در این مرحله اگر جلوگیری از منکر متوقف بر زدن و وارد کردن آسیب به انجام دهنده منکر باشد بعضی از فقها اجازه حاکم شرع را لازم دانسته اند.

امام فرموده اند:

اگر مطلوب با زدن و آسیب رساندن حاصل نشود ظاهر آن است که با مراعات الایسر فالایسر و الاسهل فالاسهل جایز باشد و سزاوار است که از فقیه جامع الشرایط اذن گرفته شود بلکه این اذن گرفتن در حبس کردن و ایجاد [جرح] بر او هم سزاوار است.54

دلیل بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر گرچه منجر به زدن و آسیب رساندن گردد روایات زیادی است که در این مورد رسیده است. امام باقر علیه السلام می فرماید:

با دلهایتان اعمال خلاف آنها را انکار کنید و با زبانتان آن را اعلام کنید و با سیلی به صورت آنها بزنید و در راه انجام امر الهی از سرزنش هیچ سرزنش کننده نترسید.55

علی علیه السلام می فرماید:

ای مؤمنان هر کسی تجاوزی را بنگرد و شاهد دعوت به منکری باشد و در دل آن را انکار کند خود را از آلودگی سالم داشته و هرکس با زبان آن را انکار کند پاداش داده خواهد شد و از اولی برتر است و آن کس که با شمشیر به انکار برخیزد تا کلام خدا بلند و گفتار ستمگران پست گردد او راه رستگاری را یافته و نور یقین در دلش تابیده است.56

اکنون که به مراتب امر به معروف و نهی از منکر اشاره شد زیبنده است اموری مورد توجه قرار گیرد.

 

لزوم رعایت حریم خصوصی افراد

از جمله نکاتی که توجّه به آن لازم است آنکه امر به معروف و ناهی از منکر لازم است کاملاً مراقب باشد که آبروی افراد حفظ و هیچ گونه حرمتی از آنها شکسته نشود. فرق است بین امر به معروف و نهی از منکر و تجاوز به حرمت خصوصی دیگران. اسلام هرگز اجازه نمی دهد برای اصلاح فردی حرمت او خدشه دار شود. در این رابطه زیبنده است نکاتی یادآور شود.

 

الف: رازداری و عدم اشاعه فحشاء

اشاعه فحشاء و بازگو کردن گناه از گناهان بزرگی است که اسلام به شدت از آن نهی کرده و خداوند متعال وعده عذاب به آن داده است.

«کسانی که دوست می دارند زشتیها و گناهان قبیح در میان افراد با ایمان اشاعه یابد عذاب دردناکی در دنیا و آخرت دارند.»57

اشاعه فحشاء علاوه بر اینکه آبروی فرد را در نزد دیگران می برد و حیثیت او را به باد می دهد جوّ جامعه را آلوده می کند، عظمت و بزرگی گناه را در میان افراد جامعه کم می کند و گناه را کوچک جلوه می دهد. از این رو پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در حدیثی می فرماید:

کسی که کار زشتی را نشر دهد همانند کسی است که آن را در آغاز انجام داده است.

علی علیه السلام می فرماید:

کسی که پرده از روی اسرار برادر مسلمانش بردارد خداوند عیوب اسرار او را برملا می کند.58

و نیز فرموده است:

 

 

امام صادق علیه السلام: ... همانا این دو بر افراد قوی که دارای نفوذ کلام و عالم به معروف و منکر باشند واجب است نه بر افراد ضعیف که درست راه را تشخیص نداده اند و حق را از باطل نمی شناسند

 

 

تمام خیر دنیا و آخرت در این دو چیز نهفته شده کتمان سرّ و دوستی با نیکان و تمام شرّ در این دو چیز نهفته شده افشاء اسرار و دوستی با افراد شریر.59

بنابراین آمر به معروف و ناهی از منکر حق ندارد هرگز گناهی که کسی مرتکب شده برای دیگران نقل کند و حیثیت او را از بین ببرد و باید توجه داشت که مراد از فحشاء تنها کارهای منافی عفت و فساد اخلاق نیست، فحشاء در لغت به گفته راغب در مفردات رفتار و گفتاری است که زشتی آن بزرگ باشد.60

 

ب: اجتناب از تجسس و کنجکاوی

اسلام از تجسس منع کرده زیرا کنجکاوی و تجسّس چه بسا آبرو و حیثیت افراد را خدشه دار کند علاوه بر این که باعث کینه و نفاق هم می شود.

قرآن مجید فرموده است:

«ای مؤمنین از بسیاری از گمانها پرهیز کنید زیرا بعضی از گمانها گناه است و هرگز [در کار دیگران] تجسّس نکنید.»61

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید:

«ای گروهی که با زبان مسلمان شده اید اما دل شما اسلام را نپذیرفته از لغزشهای مسلمانان جستجو نکنید چرا که هرکس تجسّس درباره لغزش های مسلمین کند خداوند از لغزش او جستجو خواهد کرد و هرکس که خداوند از لغزش او جستجو کند رسوایش خواهد نمود.»62

علی علیه السلام می فرماید:

«جستجو کردن از عیب دیگران از زشت ترین عیوب و بدترین گناهان است.»63

آمر به معروف و ناهی از منکر حق ندارد برای اصلاح فرد بدون اجازه وارد منزل یا محل کار او گردد یا از اعمال گذشته او تفحّص و کنجکاوی نماید حتی در آنجا که با اجازه حاکم شرع به منزل کسی می رود که وی را به دادگاه احضار کند نمی تواند در زندگی او به جستجو و تفحّص بپردازد. این رفتار نه تنها سبب اصلاح فرد می شود بلکه وی را به اسلام و نظام اسلامی بدبین می نماید. برخی افراد در اثر آگاهی نداشتن به شرایط امر به معروف و نهی از منکر و کیفیّت آن چه بسا برای انجام یک عمل واجب مرتکب چندین کار حرام می گردند، در کار خصوصی فرد جستجو می کنند به اسباب و وسایل شخصی او به عنوان کشف جرم دست می زنند، برای اقرار به گناهان گذشته به او فشار می آورند و عیب او را برای دیگران بازگو می کنند. همة اینها از گناهان بزرگ است که قرآن مجید و احادیث رسیده از معصومین به شدت از آن نهی کرده اند.

 

ج: اجتناب از تحقیر و سرزنش

از جمله گناهان بزرگ اهانت و سرزنش دیگران است که در بعضی موارد باعث حدّ و یا تعزیر می گردد یعنی اگر فردی که به او توهین شده علیه کسی که توهین کرد. ادعای کیفر و مجازات کند در صورت اثبات می توان سرزنش کننده را مجازات کرد. فردی که مرتکب گناهی شده نمی توان در پرتو امر به معروف و نهی از منکر او را مورد توهین و سرزنش قرار داد. کلمات زشت و ناروا مانند بی دین، بدبخت، بی شعور فاسق، چرا مرتکب این عمل شدی، توهین به مسلمان است و گناه، خداوند هرگز به توهین بندگان خود گرچه گناهکار باشند راضی نیست. سرزنش مؤمن به کاری که انجام داده گناه است.

 

بندهایی از پیام هشت ماده ای امام

همه این موارد که در ضمن چند گزینه به آن اشاره شد در پیام هشت ماده ای حضرت امام به شدت از آن نهی شده است. بندهایی از آن پیام که مرتبط با این مباحث است ذکر می شود:

بند 4. هیچ کس حق ندارد کسی را بدون حکم قاضی که از روی موازین شرعیه باید باشد

 

 

امام خمینی، احیاء کننده این دو وظیفه مهم الهی در عصر خود بود و در راه انجام آن از هیچ کاری فروگذار نکرد

 

 

توقیف کند یا احضار نماید، هر چند مدت توقیف کم باشد. توقیف یا احضار به عنف، جرم است و موجب تعزیر شرعی است.

بند 6. هیچ کس حق ندارد به خانه یا مغازه یا محل کار شخصی کسی بدون اذن صاحب آنها وارد شود یا کسی را جلب کند یا به نام کشف جرم یا ارتکاب گناه تعقیب و مراقبت نماید و یا نسبت به فردی اهانت نموده و اعمال غیرانسانی ـ اسلامی مرتکب شود یا به تلفن یا نوار ضبط صوت دیگری به نام کشف جرم یا کشف مرکز گناه گوش کند و یا برای کشف گناه و جرم هر چند گناه بزرگ باشد شنود بگذارد و یا دنبال اسرار مردم باشد و تجسس از گناهان غیر نماید یا اسراری که از غیر به او رسیده ولو برای یک نفر فاش کند، تمام اینها جرم و گناه است و بعضی از آنها چون اشاعه فحشا از کبائر و گناهان بسیار بزرگ است و مرتکبین هر یک از امور فوق مجرم و مستحق تعزیر شرعی هستند و بعضی از آنها موجب حد شرعی می باشد.

بند 7. آنچه ذکر شد و ممنوع اعلام شد در غیر مواردی است که در رابطه با توطئه ها و گروهکهای مخالف اسلام و نظام جمهوری اسلامی است که در خانه های امن و تیمی برای براندازی نظام جمهوری اسلامی و ترور شخصیت های مجاهد و مردم بی گناه کوچه و بازار و برای نقشه های خرابکاری و افساد فی الارض اجتماع می کنند و محارب خدا و رسول می باشند که با آنان در هر نقطه که باشند... با قاطعیت و شدت عمل ولی با احتیاط کامل باید عمل شود.

و موکداً تذکر داده می شود که اگر برای کشف خانه های تیمی و مراکز جاسوسی و افساد علیه نظام جمهوری اسلامی از روی خطا و اشتباه به منزل یا محل کار کسی وارد شدند و در آنجا با آلات قمار و فحشا و سایر جهات انحرافی مثل مواد مخدر برخورد کردند حق ندارند آن را پیش دیگران افشا کنند چرا که اشاعه فحشا از بزرگترین گناهان کبیره است و هیچ کس حق ندارد هتک حرمت مسلمان و تعدی از ضوابط شرعیه نماید فقط باید به وظیفه نهی از منکر که در اسلام مقرّر است عمل نماید و حق جلب یا بازداشت یا ضرب و شتم صاحبان خانه و ساکنان آن را ندارند و تعدی از حدود الهی ظلم است و موجب تعزیر و گاهی تقاص می باشد. و امّا کسانی که معلوم شود شغل آنان جمع مواد مخدر و پخش بین مردم است در حکم مفسد فی الارض و مصداق ساعی در ارض برای فساد، هلاک حرث و نسل است و باید علاوه بر ضبط آنچه از این قبیل موجود است آنان را به مقامات قضائی معرفی کنند.

  ادامه دارد
بازگشت
بازدید کننده گرامی ، بنظر می رسد شما عضو سایت نیستید
پیشنهاد می کنیم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید .
 نظر دهید :
نام شما : *
ایمیل شما : *
نظر شما : *
  • winkwinkedsmileam
    belayfeelfellowlaughing
    lollovenorecourse
    requestsadtonguewassat
    cryingwhatbullyangry
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی شود
خبر های تصویری
22.06.96
0
325
اطلاعیه اطلاعیه